ازنجف پای پیاده کربلاباشم نشد
آرزویی دردلم ماند همین بغضم گرفت
خواستم با مادرم درکربلاباشم نشد...

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟؟):

مادر بزرگم همیشه میگُفت : خوشبختیتو جار نَزن!
نذار کسی بِگه خوش بحالش،
همین خوش بحالِشِ گند میزنه به زندگیت!!!

جمعه حرف تازه ای برام نداشت ...):

برچسب:
نویسنده: الینا افشاری